صدای زندگی

نقد و معرفی موسیقی

نقدی کوتاه بر آخرین اثر جو ستریانی، Unstoppable Momentum

پس از گذشت بیش از ربع قرن از سرایش نخستین نغمه های بی کلام موسیقی راک، آثار جو ستریانی، اکنون به عنوان سمبل این سبک در میان اعضای جامعه ی راک اند رول محبوب و شناخته شده است. موسیقی وی آغازگر راهی بود که خیلی زود هنرمندان بسیاری پای در آن نهادند و شانس خود را برای ارائه ی اثری درخور توجه به دنیای راک امتحان کردند. در این میان برخی تاثیرگذارتر بودند و توانستند امضای خود را پای تابلوی راک بی کلام ثبت کنند، اما المان هایی که جو ستریانی وارد این سبک کرد عملا شیوه ی نگارش موسیقی در این سبک را دگرگون ساخت. 
موسیقی وی گاه ریتمیک و شورانگیز است و گاه آرام و عاطفی. این آمیزه ی موسیقی و احساس، با ملودی هایی نمایان می شوند که شاید در ظاهر بی کلام باشند، اما تفکر ستریانی و شیوه ی نوازندگی اش از آنها شعر می سازد، گویی جو با گیتار حرف می زند و آواز می خواند!


ادامه مطلب

یكی بود، یكی نبود...

یكی بود، یكی نبود
دردی بود، درمانی نبود
زیر آوار، یك سو
جانی بود،
شاید، 
اما پایی نبود

رخش سپید بود، همچو ماه
تنش سرخ، همچو راه.
بر فراز باد گویی،
گوهری،
تكه نوری می خزید،
می گذشت از بام خاك.

آسمان بود، ابر بود،
آفتاب بود، برگ بود،
بر زمین جز 
اشك و آهِ نیمه جان مادر اما
آبی نبود.

آن سوی باد
در قعر آه و نفرین و دروغ،
عده ای در سكوتِ عصر می رقصیدند،
عده ای هم خنده بازار می دیدند.

این طرف اما 
یكی بود، یكی نبود
صبری بود، پایانی نبود
زیر آوار، هر سو
جانی بود،
شاید،
اما پایی نبود...


سقوط یا عروج؟

باید پرید،
باید بال به آسمان بخشید.
آسمان خاكی است، 
باید اما گام بر خاك وجود دوید 
و بال به بالِ باد، وزید.

و یا سقوط را باید گزید
چون تك برگی 
كه در آغوش باد، 
سر بر بالین سرد سنگ های سخت نهاد،
باید پرید.

چه درنگ می كنی در سقوط و در عروج؟
آسمان خاكی است، رود خاكی است، 
درد خاكی است، او خاكی است.
رها كن ابر را، خود را به خاك بسپار...

پ.ن: درود بر دوستان و خوانندگان محترم این وبلاگ. متاسفانه فرصت نگارش قسمت های بعد سری مقالات نقد موسیقی ایرانی فراهم نشده است، انشالله در اولین فرصت قسمت سوم را منتشر خواهم كرد.


نقدی كوتاه بر نقایص موسیقی سنتی ایران 2

  در نوشته ی پیشین، نگاهی اجمالی بر دو مشكل ریشه ای موسیقی سنتی انداختیم،‌ امید كه بتوانیم در این نوشته و نوشته های بعد، تماما مطلب را بازگو كرده و به ایرادات دیگر نیز بپردازیم.

  همانطور كه می دانید، موسیقی كنونی ایران غالبا ردیف نوازی و ردیف خوانی است، البته این ردیف ها بخشی از نظامی بزرگتر، به نام موسیقی مقامی (1) هستند كه بنا بر روایات تاریخی، به علت سختگیری های حكام دوره ی صفویه این نظام از هم پاشید و بعدها جای خود را به نظام ردیفی داد. ردیف، راویان و گرد آورندگان مختلفی دارد، اما در مجموع و با در نظر گرفتن تشابهات كلی، می توان آن را به چندین آواز تقسیم بندی كرد كه آواز های بزرگ، "دستگاه" نامیده می شوند. 

  هر دستگاه از حیث توالی نت ها و فواصل جزئی با دیگر دستگاه ها شباهتی ندارد، در واقع دستگاه ها را می توان به اوزان عروضی ادبیات كلاسیك تشبیه كرد و حال آنكه واقعیت امرِ دستگاه های ایرانی، چیزی جز روایت اوزان عروضی اشعار كلاسیك نیست، مگر در موارد استثنا. 

  به زبانی بسیار ساده، هر دستگاه را می توان به یك اجرای زنده ی موسیقی تشبیه كرد، این اجرای زنده دارای چند مرحله است: نخست می توان با "پیش درآمد" آغاز نمود، قطعه ای بی كلام كه معرف فضای كلی و شور و حال آن دستگاه است. پس از آن به "درآمد" می رسیم، این بخش همانطور كه از نامش پیدا است مدخل ورود به فضای دستگاه است و محور تمام قطعاتِ پس از خود می باشد. اگر به "آلبوم های مفهومی" موسیقی نگاهی بیاندازید، خواهید دید كه تمام قطعات آلبوم، حول "یك یا چند ملودی شاهد" می چرخند و فراز و فرود ها، تماما تحت تاثیر آن ملودی ها است. در موسیقی سنتی و دستگاهی نیز، درآمد، نقشی محوری شبیه به آنچه گفته شد، ایفا می كند. پس از درآمد، قطعات مختلفی اجرا می شوند كه ساز و آواز ها، چهار مضراب ها و تصنیف ها از جمله این قطعات هستند. آواز ها، شالوده ی موسیقایی و مفهومی هر دستگاه اند كه عموما فراز های هر اجرا را شكل می دهند. چهار مضراب ها قطعاتی تماما سازی بوده و هدف اصلی پیدایش آنها، ایجاد تحول و خارج ساختن فضای دستگاه از یكنواختی است. چهار مضراب ها در هر اجرا و توسط هر نوازنده دستخوش تغییرات اندكی می شوند، اما اساس و بنیان آنها تا به حال تغییر چندانی نداشته است. "تصنیف" در زبان حال موسیقی ایران، همان "ترانه" است با این تفاوت كه به خاطر وجود اشعار كلاسیك، كمی غنی تر از عموم ترانه های غربی است. سر انجامِ هر اجرا قطعه ای است سازی در قالب "رِنگ". رِنگ ها درهای خروجی هر دستگاه هستند، چرا كه با ورود به فضای هر اجرا، احوال شنونده دگرگون می شود، حال آنكه وظیفه ی "رِنگ" در كنار خاتمه بخشیدن به اجرا، بازگرداندن آن انرژی و تحرك پیشین است.(2)

  این تقسیم بندی كلی در اجراهای سنتی در نگاه اول كم نقص است و عملكرد بسیار خوبی دارد، چرا كه هر اجرا به تنهایی پاسخگوی تمام نیازهای شنونده است. اما كمی به عقب باز می گردیم، جایی كه به ادبیات كلاسیك ایران و تاثیرش بر موسیقی سنتی ایران اشاره شد. این ادبیات اصیل، خود دچار معضلی بزرگ است كه به یكی از دلایل اصلی پیدایش شعر نو نیز بدل گشت؛ وجود اوزان عروضی. شعرای قدیم ایران همگی مجبور به سرودن اشعار، در قالب ها و اوزانی خاص بودند و اگر شاعری، آنچنان كه باید و شاید با ساختار های ادبی و كلامی آشنایی نداشت، در بیان دچار مشكل می شد، چرا كه نیاز به جور كردن كلمات قافیه و هماهنگ كردن آنها با وزن و قالب، از شیوایی مفهومِ نقش بسته در ذهن وی می كاهید. از آنجا كه دستگاه های موسیقی ایرانی، عموما راوی این اوزان خاص هستند، به نوعی با این محدودیت از سوی ادبیات درگیر خواهند شد. از این رو ساختار هایی طبق تعاریف كلی بالا ارائه شد تا این محدودیت را پوشش دهد. اما این ساختار ها به علت تغییر ناپذیر بودن اوزان ادبیات، به شكل قانون در آمدند؛ چهار مضراب ها سال های سال است كه به یك شكل عرضه می شوند، به گونه ای كه هیچ كس با شنیدن اسم چهار مضراب، انتظار كاری متفاوت را نخواهد داشت. آواز ها عموما قابل پیشبینی اند و كمتر از عنصر خلاقیت بهره می برند، مگر از سوی خود خواننده و آهنگساز كه حتی سبك منحصر به فرد آنها هم بعد از مدتی رنگ و بوی تكرار می گیرد و در لایه های این ساختار ها گم می شود.

  اگر در ساختار های این موسیقی عمیق تر كنكاش كنیم، مشكل "تكرار" را ریشه ای تر خواهیم یافت. چیزی كه اكنون با نام موسیقی سنتی می شناسیم تشكیل شده از ملودی ها و قطعات خاصی است كه سال ها و حتی قرن ها پیش نوشته شدند و اكنون پا از وجود یك قطعه ی موسیقی فراتر گذاشته و قالب های این سبك را شكل داده اند. همین امر، خود یكی از دلایل اصلی عدم پیشرفت موسیقی ایرانی طی قرن های گذشته است.

  اصالت موسیقی مساوی است با خلاقیت و اگر خلاقیت را در تكرار ببینیم، مسلما اصل موسیقی را زیر پا نهاده ایم. تاریخ این هنر ثابت كرده كه وجود برچسب هایی مرسوم به "سبك" نمی تواند مانع بروز خلاقیت شود، چرا كه در موسیقی جهانی این امر به وضوح قابل رویت است، به عنوان مثال دو گروه كه هر دو اصطلاحا در سبك پراگرسیو راك فعالیت می كنند، لزوما قطعاتی با ساختار یكسان ندارند. اما در نگاه و عملِ بسیاری از آهنگسازان ما، موسیقی ایرانی برابر است با قوانین و قواعدی مشخص و هر كس كه خواهان ورود به این وادی است، باید این قوانین را بپذیرد. اما در واقع موسیقی ورای قوانین است و موسیقی دانان ایرانی نیز به راحتی می توانند آثار متفاوت با نگاهی خلاق و پویا در این عرصه ارائه كنند، كما اینكه بودند و هستند افرادی كه این به اصطلاح قوانین را شكستند، اما سوال این جا است كه این اصرار بر حفظ آثار قدیمی، و باز پروری و باز خوانی آنان و همچنین حفظ محدودیت ناشی از ادبیات كلاسیك به چه علت است؟ 


پاورقی 1: موسیقی مقامی بر مبنای قطعاتی طولانی با چندین ساختار خود متشابه استوار بود، حال آنكه ردیف های امروزی بر پایه ی ساختار های مختلف و به هم پیوسته، در قالب چندین قطعه شكل گرفته اند.

پاورقی 2: آنچه گفته شد لزوما ساختار تمام اجراهای موسیقی ایرانی و دستگاهی نیست، بلكه به آنچه مرسوم است اشاره می كند. 


نقدی كوتاه بر نقایص موسیقی سنتی ایران 1

  این نوشته یكی از سلسله مقالات، با مضمون نقدی بر موسیقی ایرانی است، كه بخش اول آن، به نوعی مقدمه و شمایی كلی است از آنچه در آینده مورد بحث واقع خواهد شد. اما پیش از خواندن مقاله ی اصلی، لازم دیدم به چند نكته پیرامون مسئله "نقد و نحوه ی انتقاد" با زبانی ساده بپردازم.

1) نخست بهتر است دو نو ع اصلی از انواع نقد را شرح دهم: نوع اول را می توان نقد ساختاری عنوان كرد، بدین معنا كه متخصصین هنرهای گوناگون به مانند داوران یك مسابقه، كیفیت ایجاد و نحوه ی اجرای یك اثر را با توجه به ساختار درونی آن بررسی می كنند. و نیز این نوع نقد را می توان به كار اساتید علوم و هنرهای مختلف تشبیه كرد، چرا كه اساتید همواره ایراد ساختاری شاگردان خود را گوش زد می كنند و با تكیه بر تجربه ی خود بهترین راه را به آنها نشان می دهند.

  نوع دوم نقد را نقد بازتابی می نامم. اگر دیدگاه های تخصصی را كنار بگذاریم، با نگاهی روبرو خواهیم شد كه نقد را متاثر از تفكر منطقی و احساسی بازتاب شده از آثار هنری می بیند. یك تابلوی نقاشی شاید برای یك نقاش یا متخصص‌ كاری پیش پا افتاده به نظر برسد اما از نگاه یك شخص عادی اثری فوق العاده باشد! "نقد بازتابی" جامع تر از نقد ساختاری است، چرا كه نگاهی وسیع تر و ملموس تر برای عموم مخاطبان ارائه می كند و همچنین ایرادی كه با این طرز نگاه به اثری وارد می شود، قابل تامل تر است. قابل ذكر است كه تمامی نقدهای مربوط به موسیقی ایرانی كه منتشر خواهند شد از این دسته هستند.

 

2) نقد چه ساختاری باشد چه بازتابی، در نگاه كلی، بیان دیدگاه شخصی است. هر منتقد در ارائه ی دیدگاهش، توضیحاتی می دهد اما این توضیحات به هیچ وجه دلیل بر ضعف اثر مورد نظر نیست، چرا كه نظرات مخالف نیز بسیار اند. به عبارت دیگر، نباید انتظار قانع شدن از یك مطلب انتقادی داشته باشیم، چرا كه ممكن است با دیدگاه ما متفاوت یا حتی در تناقض باشد. برای اثبات این مطلب به خود، می توانید به سایت متاكریتیك مراجعه كنید و به نقد و نمرات منتقدان مشهور بر یك اثر خاص (به طور مثال فیلم "سر آغاز" از كریستوفر نولان) نگاهی بیاندازید. تمام این منتقدان در زمینه ی تخصصی خود صاحب نام هستند، اما نقدهایشان، خود گواهی بر این نكته است كه برداشت های شخصی و در كل دیدگاه هر شخص با اشخاص دیگر كاملا متفاوت است، چنان كه در نقد فیلم "سرآغاز"، در كنار نمرات 100 كه بالاترین نمره ی ممكن است، نمره ی 25 هم قابل مشاهده است! این مطلب حتی در نقدهای ساختاری نیز وجود دارد به طوری كه اساتید مختلف موسیقی هر كدام نظرات متفاوتی پیرامون نحوه ی ساخت یك اثر موسیقایی ارائه می كنند.

 

3) همواره باید این نكته را مد نظر داشت كه یك منتقد، نباید بر دیدگاه ها و اظهارات اشخاص و منتقدان دیگر تكیه كند و به عبارتی، نقد مستند وجود ندارد! اگر ارائه ی اطلاعات پیرامون یك اثر در دستور كار است، تمام اطلاعات باید مستند بوده و با دلیل و مدرك ذكر شوند. اما نقد، همانطور كه در قسمت قبل توضیح داده شد، كاملا بر یك دیدگاه شخصی استوار است و نباید انتظار ارائه ی سند از منتقد داشت!

  با توجه به نكات فوق، می توان اینگونه نتیجه گرفت كه در بیان دیدگاه شخصی، واژگان "درست" و "نا درست" تعریف نمی شوند، چرا كه آزادی بیان را نقض می كنند. البته این به معنای عدم اظهار مخالفت با یك نقد نیست، بلكه به مخالفت های ما جهت می بخشد. 

  به امید آن هنگام كه نگاه ما به مقوله ی انتقاد، نگاهی عمیق و در عین حال وسیع باشد.    


*****


ادامه مطلب


یک عاشق موسیقی... هر جا که نوایی باشد آنجا خواهم بود... هر جا که من باشم نوایی خواهد بود... من زندگی را خواهم نواخت... پس بشنو و با من بنواز .

این وبلاگ بیشتر مخصوص موسیقی بوده و گاهی به مسائل دیگر هم می پردازد .
نظر سنجی های وبلاگ به منظور آشنایی دوستان با موضوعات مطرح شده می باشد و هر ماه به روز خواهند شد .

امیدوارم كه مطالب وبلاگ برای شما سودمند باشند ...

نوید امین خانی


آخرین پست ها


آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات